فريدون بن احمد سپهسالار
253
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
صحابيان كه برهنه به پيش تيغ شدند * خراب و مست بدند از محمد مختار شراب لعل كه گر نيمشب برآرد جوش * ميان چرخ و زمين پر شود از آن انوار غلط محمد ساقى نبود جامى بود * پر از شراب خدا بود و ساقى ابرار كدام شربت نوشيده بود او هم ازو * كه مستوار شد از ملك و مملكت بيزار چه سكر بود كه آواز داد سبحانى * چه بود رمز انا الحق كه رفت بر سر دار ببوى آن مىشد آب روشن و صافى * كه مست سجدهكنان مىرود بسوى بحار ز عشق آن مى خاكست گشته رنگآميز * ز تف آن مى آتش فروخت خوشرخسار و گرنه باد چرا گشت همدم و غماز * حيات سبزه و بستان و دفتر گفتار چه ذوق دارد اين چار اصل ز آميزش * نبات و معدن و حيوان نتيجهء آن چار چه بىهشانه ميى دارد اين شب زنگى * كه خلق را به يكى جام مىبرد از كار